موضوع آزاد
اینجا من و شما آزادیم تا هر چی تو دلمونه بگیم.موضوع آزاده!
میخواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمانها که : پدر تنها قهرمان بود . عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانههای پـدر بــود … تنــها دردم، زانوهای زخمـی ام بودند تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود نه دلم... و معنای خداحافـظ، تا فردا بود نه تا ابد... نظرات شما عزیزان:
سلام دادا وبت خ خوب بود.
با اجازت این پستتا کپی کردم تو وبم. تو هم به من سر بزن ![]() ![]() پاسخ:ممنون حتما سر می زنم زهرا
![]() ساعت1:27---5 مرداد 1392
میگفتند باران که میبارد بوی نم بلند میشود اما اینجا که باران میبارد فقط بوی خاطره بلند میشود یادت بخیر بچگی
![]() ![]() mohadese
![]() ساعت19:19---4 مرداد 1392
آخ!که داغ دلم تازه شد...
درد های دوران بچگی کجا و دردهای حالا کجا!!
آره کیه که دوست نداشته باشه برگرده
به روزی که ""تنــها دردم، زانوهای زخمـی ام بودند"" هیچکـــس نمـی دانــد چقــدر جـایِ شـادمـانیهـای بـی سـبب در دل نســلِ مـا خـالیسـت
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |